است که میتواند یک متخصص داشته باشد. اصول و فقه و ابواب مختلف فقه و تخصص و درجات تخصص و روشهای دیگر را باید در حوزه جدی گرفت.
نکتهی هشتم این است که در حوزه باید به تبلیغ به صورت جدی توجه بشود؛ یعنی برای تبلیغ برنامهریزی شود. این ذخیرهی عظیم در حوزه - اینهمه روحانی جوانِ آمادهی حرف زدن و تبلیغ کردن - در اختیار ماست؛ مگر این چیز کمی است ؟ البته طلاب همیشه به شکل خودجوش و خودرو میروند، و این در جاهای مختلف، با دعوت و بیدعوت، خوب و بد، مفید و کمفایده و پُرفایده هست؛ اما هیچ محصول حسابشدهیی از آن انتظار نیست. چرا ؟ چون برنامهریزی نیست. یک وقت هم اگر خدای نکرده طلبهیی در گوشهیی تبلیغی بکند که به نفع تمام نشود، کسی نیست که جلوی آن را بگیرد، یا ضایعهاش را جبران بکند؛ چون قبلاً برنامهریزی و حسابگری نشده است. باید بنشینند حساب کنند که تبلیغ در کجا، به وسیلهی چه کسی، به وسیلهی کدام ابزار تبلیغ، محتوای آن تبلیغ چه باشد، هدف آن تبلیغ چه باشد.
ما تبلیغ میکنیم که از مخاطب خود چه درست کنیم ؟ گاهی شما میخواهید تبلیغی بکنید که فرضاً از مخاطبتان، یک داوطلب حضور در جنگ تحمیلی درست کنید، تا تحت تأثیر حرفهای شما، یک ماه، دو ماه، شش ماه به جبهه برود. یک وقت هدف شما از تبلیغ این است که یک مؤمن درست کنید، که تا آخر عمر با این