بیانات سال 1372


و جمهوری اسلامی کجا، که مسؤولش برای خود حسابی باز نمیکند و نباید بکند ! باید یک زندگی معمولی را بگذراند. به‌قدری که بتواند برای مردم کار کند، باید متمتّع شود. و از بسیاری لذایذ و تمتّعات، باید چشم بپوشد.

این، قدردانی از کار مردم است. این طور که باشد، دنیای استکبار، با همه جنجالهایش، با همه تبلیغاتش و با همه تندخوییهایی که میکند، کاری از پیش نمی‌برد. لابد میبینید بعضی از این سیاستمدارانِ نپخته و نسنجیده دنیا، این‌جا و آن‌جا مینشینند، و علیه ملتها، کشورها و حقایق عالم، بنا میکنند به حرفهای آن‌چنانی و بیمعنا و اباطیل برزبان جاری کردن. یک نمونه‌اش همین حضراتِ مسؤولینِ کنونی امریکا هستند که درگیر و دار مشکلات فراوان داخلیشان که کمر تشکیلات چند ماه روی کارآمده جدید را میشکند، برای این‌که خودشان را از زیر بار این مشکلات خلاص کنند، آن سیاستمدار ضدّ ایران؛ آن وزیر خارجه ضدّ ایرانِ بدخلقِ تند خویشان را این‌جا و آن‌جای دنیا میفرستند که مرتّب علیه این کشور و آن کشور حرف بزند. هر چند مردم عزیز ما به حرفهای او و بالاتر از او و اربابهای آنها هم اعتنایی نکردند و هرگز جز لبخند مسخره‌آمیز، چیزی به آنها تحویل ندادند.

اما موضوع دوم، موضوع محرّم و تبلیغات است. اساس دین با عاشورا پیوند خورده و به برکت عاشورا هم باقی مانده است. اگر فداکارىِ بزرگِ حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام نمیبود - که این فداکاری، وجدان تاریخ را به کلّی

«7»