هر یک از شماها که در این المپیادها یک امتیازی کسب کردید، برای ملّت ایران یک حادثهی خرسندکننده و باارزش بود؛ خیلی چیزها را ثابت کرد برای آدمهای خودباختهی کشورمان و خیلی چیزها را رد کرد برای ذهنهای زودباور و ضعیف کشورمان. عزیزان من! سالهای درازی با وسایل گوناگون به ملّتهای مشرقزمین ــ ملّتهای آسیا ــ تفهیم کردند که شماها از جهات مختلف انسانهای درجهی دو هستید؛ اصلاً فلسفهی استعمار این بود. متأسّفانه روی فلسفهی استعمار خیلی کار نشده. من یک وقتی یک مقداری در این زمینهها مطالعه کردم تا ببینم این پدیدهی شوم استعمار چه جوری به وجود آمد و بر چه پایههایی. یکی از چیزهایی که در پدیدهی استعمار خیلی تأسّفانگیز است، این است که آن استعمارگرها که اینهمه در کشورهای آسیا ــ در همین چین که در سه تا از این المپیادها اوّل شده، در همین ایران ما، در جاهای دیگر ــ این قساوتها را به خرج میدادند، یکی از چیزهایی که اینها را راضی میکرد، این بود که میگفتند اینها انسانهای درجه دو هستند، انسانهای ضعیفی هستند، اینها فکری ندارند، قدرت ادارهی خودشان را ندارند؛ علم مال ما است، پیشرفت مال ما است، ما حق داریم؛ به اینها چیزی میدهیم، از اینها چیزی میستانیم؛ به اینها تمدّن میدهیم، پیشرفت میدهیم، از اینها پولشان را، زندگیشان را، آزادیشان را میگیریم، بنابراین معاملهی پایاپای است؛ اینجوری رفتار میشد. امروز خوشبختانه این کشورها، این ملّتها دارند ثابت میکنند که این تزی که 150 سال بر دنیا حاکم بود، دروغ است.