اوّلاً همانطور که همیشه گفتهایم، بایست در امر نظارتِ شما قانون و موازین، ملاک و معیار باشد و نه مذاقهای شخصی و سلایق شخصی؛ مطلقاً دنبال مذاق شخصی نروید که یک وقت انسان پیش خودش تشخیص میدهد که این آقا اگر در مجلس نباشد، برای مجلس یک خسارتی است، اگر این شخص باشد، مثلاً برای مجلس فایدهای دارد یا ضرری دارد؛ آن وقت برخلاف موازین و مقرّرات، این مذاق خودش را اِعمال کند. مطلقاً این کار را نکنید! کاری کنید که بتوانید جوابش را پیش خدای متعال و پیش بندگان خدا بدهید. اگر خدای متعال از شما پرسید که شما به چه مناسبت این شخص را رد کردید، شما بگویید پروردگارا! من ملزم بودم طبق این مقرّرات عمل بکنم؛ مقرّرات اینجوری گفت، من هم این شخص را رد کردم، یا مقرّرات اینجوری گفت، این شخص را من قبول کردم؛ باید بتوانید اینجور جواب بدهید. امّا اینکه [بگویید] من اینجور تشخیص دادم، من اینجور فهمیدم، من این آدم را مضر دانستم، من این آدم را [مفید دانستم]، نه، اینها قابل قبول نیست؛ اینها اگر خلاف موازین و مقرّرات باشد، نه خدای متعال قبول خواهد کرد، نه بندگان خدا؛ باید طبق موازین و مقرّرات عمل کنید. هیچگونه ملاحظهای نباید مانع بشود از اِعمال مقرّرات.