نکته دوم در قضیه و محکومیت حمله به عراق این است که امریکا با این حمله، دخالت و حضور خشن و زورمدارانه خود در کشورها و در مسائل جهانی را به صورت یک قاعده و رویّه درمیآورد. به چه دلیل ؟ با چه مجوزی ؟ شما مگر چه کاره هستید ؟! مگر امریکا ژاندارم جهان است ؟! من دو سال قبل از این گفتم، آن چیزی که تهِ دلِ قدرتمداران امریکایی است و گاهی هم بر زبان جاری میکنند، این است که همه دنیا یک امپراتوری بزرگ است؛ امپراتور آن هم امریکاست ! اراده ملتها، حق انتخاب ملتها و آزادی ملتها، از نظر آنها افسانه و بیارزش است ! حقوق بشر را بر زبان جاری میکنند؛ اما در دل آن را قبول ندارند: « ﴿یقولون بأفواههم مالیس فی قلوبهم ﴾ ».[1] امریکا با چه مجوّزی به خود حق میدهد که نسبت به مسأله عراق یا رژیم عراق یا ملت عراق تصمیم بگیرد؛ آن هم تصمیمی خونین که به معنای دخالت نظامی است ؟! برای چه ؟ برای این که حضور خود را در خلیجفارس تأمین کند؛ برای این که سلاحهای جدیداً ساخته شده خود را بر روی مردم بیگناه عراق آزمایش کند ! عجب دنیایی است ! عجب فرهنگ جنایتکارانه و زورمدارانهای است ! سلاحها باید آزمایش شوند ! سلاحهای جدید باید یک جا عمل کنند، تا اینها عملکردش را ببینند ! این بشود یکی از موجبات حمله نظامی به یک ملت و یک کشور ! اینها چطور ادّعا میکنند که مسائل مربوط به انسانها را میشناسند و یا به آنها اندک علاقهای دارند ؟! برای اینها آنچه مطرح نیست، انسان است؛ آنچه مطرح است، قدرت خودشان است. حضور امریکا در خلیجفارس و