یکی از چیزهایی که بنده مکرر از افراد متعددی شنیدم، این است که ایشان در رجال هم متبحر بودند؛ و این برای یک فقیه، فضیلت خیلی بزرگی است که در علم رجال، صاحب نظر باشد و مقلد نباشد - خودش اهل نظر و فکر باشد - علاوه بر این، ایشان با تفسیر و اخبار هم خیلی مأنوس و محشور بودند. به هر حال یک عالم فقیه اصولی، رجالی مفسر و محدث اخلاقی بود. ما این جور کسی در سطح کشور، انصافا خیلی کم داشتیم، آن هم در آن سطح عالی ! بنابراین شأن ایشان شأن والایی است. ایشان اهل سلوک و مسائل اخلاقی هم بودند و شاگردان و مرتبطین با ایشان، از معنویت ایشان هم استفاده میکردند. آن چیزی که نظر من را در شخصیت مرحوم آقای آخوند جلب کرد - منهای همهی این فضایل معنوی که ایشان دارند - این است که یک مجتهد عالی مقامی مثل آقای آخوند ملاعلی که در هر حوزهای میرفت، بلاشک یا در رأس قرار میگرفت، یا جزو رؤوس بود - حتماً ایشان در درجهی دوم قرار نمیگرفت - اگر ایشان در ادوار آقای گلپایگانی و آقای داماد - همین شاگردهای معروف حاج شیخ - به قم میآمدند، حداقل این طور نبود که یک آدم در سایهیی قرار بگیرند؛ آن هم با آن شخصیت اثباتی قوی ! غیر از عالم ثبوت، از لحاظ اثبات هم آدمی قوی بود. این آدم به همدان میرود و ساکن میشود. به نظر من این خیلی جلوه کرد و مهم آمد که یک مرجع تقلید، این گونه باشد. آن وقت بنده در مشهد