میگویم که هر انسانی باید تلاش کند، نیاز لحظه را بشناسد و آن را برآورده کند. اگر نیاز این لحظه تاریخ را نشناختید و آن را برآورده نکردید و فردا فهمیدید، کار گذشته و دیر شده است؛ مثل یک خطّ تولید که همینطور حرکت میکند و تکنسینها و کارگران و مهندسان و متخصّصان در جای خودشان قرار گرفتهاند. وقتی این ابزار جلوِ شما میرسد، اگر کاری را که باید انجام دهید، انجام ندادید، دیگر از دست رفته است؛ ابزار بعدی یک چیز دیگر است. تاریخ و زمان و نیازهای جامعه اینطوری است؛ و این آن چیزی است که جوان - بخصوص دانشجو - از عهده آن برمیآید؛ میتواند آن را بداند و میتواند عمل کند؛ چون انرژی دارد؛ فعال است؛ چشمش باز است؛ ذهنش باز است؛ آینده هم متعلّق به اوست؛ برای خودش هم کار میکند. آینده متعلّق به شماست. امروز از همان جوانان، کسانی در رأس مسؤولیتها قرار دارند و در دولت و در بخشهای مختلف مشغول خدمتند و کولهبار باارزشی از سالهای پربار و پرفعّالیتی از این تلاش دانشجویی و بیدارىِ دانشجویی در اختیار آنهاست. اینها برکاتش است. من میخواهم بگویم شما هم که امروز دانشجو هستید، اگر در این محیط، این پدیده را با همین خصوصیاتی که گفتم - والاّ اگر این خصوصیات نبود، چیز دیگری خواهد شد و این برکات هم بر آن مترتّب نمیشود - عمل کنید، برکات وجود شما برای کشورتان، برای