خاورمیانه را متعلق به خود تصور می کردند و در فکر بودند که سرنوشت تازه ای برای خاورمیانه رقم بزنند، گذشت. امروز امریکاییها در عراق شکست خورده اند، در افغانستان شکست خورده اند، در لبنان شکست خورده اند و در فلسطین هم شکست خورده اند؛ هر کدام به یک نحوی. در عراق یک جور گرفتار است، در فلسطین هم یک جور؛ که همه ی همت امریکا این بوده است که رژیم صهیونیستی را از مواجهه ی با صاحبان سرزمین فلسطین نجات بدهد. حتی حاضر شدند یک دولت فلسطینی - ولو به اسم و به ظاهر - را تحمل و قبول کنند تا شاید دولت غاصب صهیونیسم بتواند در مقابل صاحبان فلسطین، یعنی فلسطینیها، نفس راحتی بکشد؛ اما نتیجه این شد که امروز یک دولتی در فلسطین سر کار آمده که شعارش به رسمیت نشناختن صهیونیستهای غاصب و مذاکره نکردن با غاصبان است. مسئولان استکبار و کارگردانان استکباری این منطقه در این قضیه صددرصد شکست خوردند؛ در قضیه ی عراق یک جور دیگر شکست خوردند؛ در قضیه ی لبنان هم - در ماجرای مواجه ی با حزب اللَّه - یک جور دیگر شکست خوردند؛ هنوز هم دارند شکست می خورند. این وضع دشمن ماست. در مورد مواجهه ی آنها با جمهوری اسلامی ایران هم وضعیت انفعال دشمنان ما از این کمتر نیست، بلکه بیشتر است. بیست وهفت سال است که همه ی ترفندها را به کار برده اند تا شاید بتوانند این ملت را از اسلام و آرمانهای امام روگردان کنند؛ تا شاید بتوانند این ملت را به ارزشهای دینی بی اعتقاد کنند و بتوانند جوانان این ملت را یکسره غرق