اینقدر این مسئله مهم است که خدای متعال به پیغمبرش خطاب میکند و او را برحذر میدارد: « ﴿و اذ تقول للّذی أنعم الله علیه و انعمت علیه أمسک علیک زوجک و اتّق الله و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه و تخشی النّاس و الله احقّ أن تخشاه ﴾ »؛ [1] ملاحظهی حرف مردم، ملاحظهی این تهمتی که خواهند زد، ملاحظهی چیزی را که خواهند کرد، نباید کرد؛ « و الله احقّ ان تخشاه ». به نظر من یکی از چیزهائی که فتوحات گوناگون امام را ارزانی آن بزرگوار داشت، همین شجاعت او بود، که فتوحات علمی، فتوحات معنوی، فتوحات سیاسی، فتوحات اجتماعی، این مجذوب شدن دلها به آن بزرگوار را - که واقعاً چیز عجیبی بود - به وجود آورد. و شجاعت آن بزرگوار این بود که ملاحظهی هیچ چیزی را نمیکرد. بالاخره اهل فتنه مایلند که خشیت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جای خشیت از خدا بنشانند؛ یعنی مایلند که از آنها ترسیده بشود؛ « ﴿الّذین قال لهم النّاس إنّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل ﴾ ».[2] یعنی اینکه دائماً دارند به ما میگویند: آقا ! « إنّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم »، جوابش همین است: « ﴿فقالوا حسبنا الله و نعم الوکیل ﴾ ». نتیجهاش هم این است: « ﴿فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم ﴾