یعنی « بعدم الاطاعة »؛ عدمالاطاعة یعنی آن مصدری که فعل از آن انشقاق پیدا [ میکند ] و مستتر در آن فعل است؛ فَلا تُطِعِ الک ٰ فِرینَ وَ ج ٰ هِدهُم بِه، یعنی به این عدمالاطاعة، جِهادًا کَبیرًا؛ پس عدمالاطاعة شد جهاد کبیر؛ این معنا اقرب به ذهن است؛ حالا من البتّه فحص نکردم ببینم در بین مفسّرین کسانی این احتمال را دادهاند یا نه، لکن بههرحال این احتمال، احتمال مهمّی است. جهاد کبیر یعنی این؛ جهاد برای عدم تبعیّت، برای عدم دنبالهروی از دشمن. پس مسیر و جهتگیری این مجلس این است؛ مسیر انقلابی، مسیر انقلابیگری، تعقیب راه انقلاب، تحکیم اسلام، تحکیم دین خدا. ما اگرچنانچه دنبال اقامهی حکم الهی و دین الهی نباشیم، چرا اینجا هستیم ؟ چرا بنده اینجا باشم ؟ خب همانهایی که بودند - یا آنها یا امثال آنها - بیایند اداره کنند حکومت را. ما هستیم برای اینکه میخواهیم دین خدا را تحکیم کنیم؛ حاکمیّت دین خدا باید تحقّق پیدا کند؛ ما دنبال این هستیم؛ این است که اگرچنانچه کسی در راهش کشته شد، شهید در راه خدا است؛ این است که مردم ما جوانهایشان را اینجور سخاوتمندانه دادند و هنوز هم دارند میدهند؛ وَالّا اگر این نبود، خب رونق اقتصادی را دیگران و دیگران [ انجام میدهند ]؛ چرا بندهی آخوند یا روحانی بیایم مشغول این کارها بشوم ؟ میروم دنبال درس و بحث خودم؛ خب دیگران این کارها را میتوانند بکنند و انجام میدهند؛ در دنیا هم دارند انجام میدهند. اگر بحث دین خدا و تحکیم دین خدا و حاکمیّت الهی نباشد، بودن من و شما در اینجا اصلاً ضرورتی ندارد. پس این است: تحکیم اسلام. [ و همچنین ] نوآوری؛ آنچه من تأکید میکنم، نوآوری است؛ منتها نوآوری منضبط، نوآوری آدمهای باسواد، نه آدمهای بیسواد یا نیمهسواد؛ نوآوری در