بیانات سال 1395


بین‌المللی، در همه‌چیز ما را عقب نگه داشته بودند. عوضِ همه‌ی اینها، ما آقابالاسرِ آمریکایی و انگلیسی داشتیم. آن روزها ما چهار برابر امروز نفت صادر میکردیم؛ جمعیّت کشور هم از نصف امروز کمتر بود، درعین‌حال اکثر نقاط این کشور از خدمات عمومی دولتی که برعهده‌ی دولتها است محروم بودند؛ کشور در فقر و عقب‌افتادگی دست‌وپا میزد؛ در فساد اخلاقی دست‌وپا میزد. در همه‌ی زیرساخت‌های کشور - راه، آب، برق، گاز، مدرسه، دانشگاه، خدمات شهری - کشور دچار آفت بود، دچار عقب‌افتادگی و عقب‌ماندگی بود، دچار تهیدستی بود؛ ثروتهای طبیعی کشور را در اختیار بیگانگان میگذاشتند و دستگاه حاکمه بهره‌مند میشدند و مردم را یا با فریب، یا با زور و ارعاب، ساکت نگه میداشتند؛ امّا خب دلهای مردم پُر بود، واقعیّات را میدیدند؛ و نتیجه، دنباله‌روی از آن فریاد ربّانی و الهیِ امام بزرگوار شد که انقلاب را به راه انداخت.

امام بزرگوار ما مسیر را عوض کرد و یک تغییر بزرگ انجام گرفت؛ [ امام‌ ] مسیر ملّت ایران را تغییر داد، ریل را عوض کرد؛ ما را به‌سمت هدفهای بزرگ حرکت داد. این هدفها که انقلاب و امام انقلاب، ما را به‌سمت این هدفها حرکت دادند و جامعه‌ی ایرانی را به این سمت رهنمون شدند، فوق‌العاده حائز اهمّیّت است. این هدفها خلاصه میشود در حاکمیّت دین خدا. حاکمیّت دین خدا به‌معنی عدالت اجتماعیِ به‌معنای واقعی است، به‌معنای ریشه‌کنی فقر است، به‌معنای ریشه‌کنی جهل است، به معنای ریشه‌کنی استضعاف است؛ حاکمیّت دین خدا به‌معنای برقراری منظومه‌ی ارزشهای اسلامی است، [ به‌معنای‌ ] ریشه‌کنی آسیب‌های اجتماعی است، [ به‌معنای‌ ] تأمین سلامت جسمی و سلامت اخلاقی و معنوی و پیشرفت علمی کشور است، [ به‌معنای‌ ] تأمین عزّت ملّی و هویّت ملّی ایرانی و تأمین اقتدار بین‌المللی است، [ به‌معنای‌ ] فعّال کردن ظرفیّتهایی است که خداوند در این سرزمین قرار داده است؛ اینها همه در حاکمیّت دین

«5»