به مناسبت هفتهی دفاع مقدس؛ در حسینیهی امام خمینی رحمهالله [1] بسم الله الرّحمن الرّحیم ساعت بیست دقیقه به ده است یعنی از وقت مقرّر هم که یک وقت طولانیای بود، مبالغی گذشته و حالا من هیچ، امّا بعضی از شماها احتمالاً خسته شدید و نمیشود خیلی معطّلتان کرد .[2] بله، حالا خاطرات البتّه هست؛ خاطرات بنده خیلی اهمّیّتی ندارد و عمده خاطرات شما رزمندهها است که واقعاً ارزش دارد و من به همین مناسبت یک چند نکتهای را یادداشت کردهام که به شما بگویم. حالا اگر بعدش حال و حوصلهای بود، یک خاطره هم ممکن است عرض بکنم. اوّلاً لازم است تشکّر کنم از کسانی که این پرچم را برافراشته نگه داشتهاند. حقیقتاً صمیمانه و از ته دل متشکّرم از کسانی که شب خاطره، ماجرای خاطرهنویسی، ماجرای خاطرهگویی و جریان احیای حوادث دوران دفاع مقدّس را زنده نگه داشتهاند؛ واقعاً متشکّرم؛ بیانات در مراسم شب خاطره دفاع مقدس