بیانات سال 1369


بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم این چندروزه حقیقتاً یکی از شیرین‌ترین ایّام دوران بعد از انقلاب برای ملّت ما بود. تنها چیزی که در این ایّام عید و شادی، دلها را آزرده میکرد و میکند و بنده در این چند روز غالباً در همین فکر بودم، این است که بسیاری از شماها آرزو داشتید که بعد از برگشتن، امام را زیارت کنید؛ همه‌ی رزمندگان ما این آرزو را داشتند؛ بسیاری از شهدای ما در وصیّت‌نامه‌هایشان، به این آرزو و عشق بزرگ اشاره کرده‌اند. ما میدانیم که در طول دوران اسارت در زندانها، در اردوگاه‌های دشوار، در زیر آن فشارها، یکی از چیزهایی که شما را، دلهایتان را زنده نگه میداشت، پُرامید نگه میداشت، یاد آن چهره و روحیه‌ی پُرصلابت امام عزیزمان بود. آن بزرگوار هم خیلی به یاد اسرا بودند؛ حالِ پدری را که فرزندانش با این شکل از او دور شده باشند، راحت میشود فهمید. خود آن بزرگوار، در نامه‌ای2 که برای یکی از اسرا نوشته بودند، این حالت را تشریح کردند؛ نشان دادند که ایشان واقعاً داغدار فقدان این عزیزان هستند. حقیقتاً جای امام این روزها خالی است؛ البتّه روحِ بزرگوارِ پُرفتوحِ آن جلیل‌القدر، متوجّه به ما است. شادی ملّت ما، موفّقیّتهای ملّت ما، پیروزی‌های اسلام و مسلمین، روح امام را مانند ارواح طیّبه‌ی همه‌ی اولیا شادمان و مسرور میکند.

«1»