بعد، آن «اَلَّذی عِندَهُ عِلمٌ مِنَ الکتاب» میزند توی دهن این؛ آن هم میگوید «اَنَا آتیک بِهِ قَبلَ اَن یرتَدَّ اِلَیک طَرفُک».15 اینجا هم [شیخ مصطفیٰ اسماعیل] همین کار را میکند، اینجا هم همین جور [میخواند]؛ یعنی در واقع یک حرکت غرورآمیز غلط «عِفریتٌ مِنَ الجِنّ» را یک بندهی خالص مؤمن از اصحاب حضرت سلیمان، به او جواب میدهد و در واقع توی دهن او میزند. ببینید، این استفادهی از اختلاف قرائت به این شکل، کاملاً چیز خوبی است؛ امّا اگر چنانچه بدون این جهات، بدون این دقّتها و توجّهات، اختلاف قرائت انجام بگیرد، حالا در یک حدّ رقیقی، به نظر بنده اشکال ندارد. میدانید چون وَرش ساکن مصر بوده و در واقع میراث مصریها همین قرائت وَرش است از نافع، لذاست که اهمّیّت میدهند. حتماً شنیدهاید که آنجا حتّی ترتیلهایی دارند صرفاً با قرائت وَرش؛ از اوّل تا آخر، فقط قرائت وَرش است. در مصر و بعضی از کشورهای شمال آفریقا که غربِ دنیای اسلام میشود، قرائت وَرش از نافع [رایج] است. قرائت حمزه هم به خاطر همزهی بعد از حرف ساکن که یک سَکتی در آن ایجاد میکند، یک زیباییای دارد که آن هم در مواردی اشکال ندارد؛ امّا افراط کردن در بیان این قرائتهای مختلف و توسّل به انواع و اقسام حرفهای آنها و بخصوص بعضی از این اِمالههای عجیب و غریبی که انجام میدهند که واقعاً آدم نمیتواند درست هضم کند که این چرا اینجور است، [درست نیست.] گمان هم نمیکنم امروز در دنیای عرب هیچ عربی اینجور اِمالهی در بیان داشته باشد؛ حالا شاید آن روزی که مثلاً جناب حمزه ــ یکی از قرّاء سبعه ــ اینجور چیزی را بیان کرده، آن روز [رایج] بوده، امّا گمان نمیکنم امروز در دنیای عرب ــ یعنی من تا حالا نشنیدهام و ندیدهام ــ اینجور حرف بزنند یا کسرهها را اینجور اِماله کنند. علیایّحال، این در مورد این معنا.