بیانات سال 1402


این «خدمت» را در دعاها هم می‌بینیم. در دعای مبارک کمیل [میفرماید]: اَسأَلُک بِحَقِّک وَ قُدسِک وَ اَعظَمِ صِفاتِک وَ اَسمائِک اَن تَجعَلَ اَوقاتی مِنَ اللَّیلِ وَ النَّهارِ بِذِکرِک مَعمورَةً وَ بِخِدمَتِک مَوصولَة؛ ذکر و خدمت، با هم می‌آید. وَ اَعمالی عِندَک مَقبولَةً حَتّیٰ تَکونَ اَورادی وَ اَعمالی کلُّها وِرداً واحِداً وَ حالی فی خِدمَتِک سَرمَدا؛ دائم در خدمتِ تو باشم. باز بعدش [میفرماید]: قَوِّ عَلیٰ خِدمَتِک جَوارِحی وَ اشدُد عَلَی العَزیمَةِ جَوانِحی وَ هَب لِی الجِدَّ فی خَشیتِک وَ الدَّوامَ فِی الاِتِّصالِ بِخِدمَتِک؛8 باز «خدمت»؛ ببینید، تمامش خدمت است. «خدمت به خدا» یعنی چه؟ خدا که به خدمت من و شما احتیاجی ندارد؛ «خدمت به خدا» یعنی خدمت به زندگی، خدمت به مردم، خدمت به خلق‌اللّه، خدمت به پیشبرد اهداف؛ این وظیفه‌ی اساسی ما است که در دعاها [هم] تکرار شده، گفته شده. آنچه ما به آن میگوییم «احسان به مردم»، بخشی از این خدمت به مردم است: اِنَّ اللَّهَ یأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسان.9 خب، [در باب] این احسان، یک روایتی هست از کلام امیرالمؤمنین (علیه السّلام) که این را هم باز من از غررالحکم نقل میکنم؛ میفرماید: اَحَقُّ النّاسِ بِالاِحسانِ مَن اَحسنَ اللّهُ اِلَیهِ وَ بَسَطَ بِالقُدرَةِ یدَیه؛10 همه باید احسان کنند، همه باید نیکوکاری کنند، خدمت کنند، امّا آن که از همه شایسته‌تر است به این وظیفه آن کسی است که خدا به او قدرتِ کار داده، مثل شما. شما مدیرید؛ بعضی در اداره‌ی افکار مردم، بعضی در اداره‌ی کارهای مردم؛ این بسط ید است، این قدرت شما است. در جمهوری اسلامی، خدای متعال به مردم مؤمن این امکان را داده است که بر طبق آئین اسلام و بر طبق خواسته‌های اسلام بتوانند به مردم خدمت کنند؛ این بهترین فرصت است. پس این، مهم‌ترین کار ما است؛ مهم‌ترین مایه‌ی امتحان الهی ما است؛ و خدای متعال ما را امتحان میکند.

«6»